یادش بخیر یه روز یکی از دوستام توی تربیت بدنی 2 شطرنج رو برداشته بود به عنوان ورزش تخصصیش و امتحان داشت و درموردش صحبت میکرد من ازش پرسیدم بازیت چطوره جواب داد که بد نیست خوبه، از تو بهتره و با هم خندیدیم و من گفتم بریم بازی کنیم قبول کرد، رفتیم و بازی کردیم و آخرش من ازش بردم حالا کاری ندارم به این که گفت کلی اشتباه کرده و اینا و خب اشتباه هاش نشون دهنده مهارت خودشه :)) گفت دوباره بازی کنیم و من زیر بارش نرفتم دیگه :))
نکته اخلاقی داستان:ادعا نداشته باشیم تا بعدا ضایع نشیم!
برچسب:
نویسنده: پرهام قربانی